تبلیغات
چــرنــد و پــرنــد - پست های مرداد 1384


چــرنــد و پــرنــد


[عمومی , ]


 

 

تا حالا شده  یه دختر خانم  به  طرز  عجیبی به شما نزدیک بشه ؟ زیادی از حد اظهار علاقه کنه

و خیلی بیشتر از قبل زنگ بزنه یا بیاد که حالتون رو بپرسه؟

یه روز بیاد با صدای  لطیف  و  جذاب  مثله  یک  آهنربای بیست تنی بگه "آقا سید ماشاالا.." بیا

می خوام ببرمت یه جای خوب یا بیا بریم خونه دوستم!!!!

آقا سید ماشاالا.. احتمالا قند تو دلش آب میشه و با خودش میگه:

"یعنی ماجرا چیه ؟ نکنه آره ؟ دمش گرم حالا هم ترتیب خودش رو می دم  هم ترتیب رفیقش!!!

اصلا نکنه اینا همش نقشه  باشه  که  این دو  تا  دخترة..... !!!!  ماشاالا ...  مواظب باش  گولت

نزنن، ماشالا... از ماتحت  افتادیم تو عسل.دیدی ماشاال... دیدی گفتم صبر داشته باش بالاخره

نوبت تو هم میرسه،بالاخره اونقدر تو خیابون ملت رو دید زدی تا زمونه دلش رحم اومد."

آقا  ماشالای  قصه  ما راه  میوفته و  با  دختر خانم  ناز  می ره  خونه دوستش، توی راه  ماشالا

سناریوی صد  تا فیلم  رمانتیك و عاشقانرو رو تو ذهنش مرور می کنه که آی فلان کنم آی بیسار

کنم و گاه گاهی هم نگاهی به دختر خانم می اندازه و دوتایی به هم می خندن.

خلاصه  آقا  ماشالا  و خانم میرسن به در آپارتمان که به نظر هم خیلی شیک میاد،آقا ماشالا که

مثله شما نیشش باز بوده به خودش میگه:

"پسر ، نیومد نیومد یکی  اومد با خونه خالیش ، نکنه  بیشتر  از  2 تا باشن، کاشکی اون شرت

آدیداسرو می پوشیدم یه ذره کلاس می ذاشتم."

همینطوری که پله ها رو می رفتن  بالا آقا  ماشالا قلبش  تند تر  می زد و خون با فشار زیاد توی

رگهاش پمپاژ می شد،برای همین یه جورایی می شد و احساس خوبی داشت.

خلاصه مثل  این سریال تلویزیون نمی خوام لفتش بدم، در میزنن و میرن  تو خونه.چشمتون روز

بد نبینه ، نیشه  آقا  ماشالا  همونجوری رو صورتش خشک  میشه . عرق سرد  ازش  می چکه

و قلمبگی زیره گلوش دو برابر میشه،وقتی با اون همه سبیل یه جا روبرو میشه با خودش میگه:

"بدبخت نفهم ،دیدی بخاطر هیچی مردونگی و ناموستو ازت گرفتن.خاک بر سرت کنن.آخه نفهم

الاغ تو رو چه به این غلطا؟"

همین  موقع دختر خانم  میگه : بچه ها  آقا سید ماشالا  از  دوستای  خوبه  منه ، من باید برم،

تحویل شما پرزنتش کنید!!!! ماشالا نا خودآگاه  با صدای بلند  می گه : یا پنج تن ، همه جورشو

شنیده بودیم ، پرزنتیش  دیگه چیه ، چی کجای آدم  می کنن نه من نمیدم ، منو پرزنتی نكنید،

همین معمولی !!!!!!!!!!!

القصه ریختن  سره آقا  ماشالا و شروع  کردن  به پرزنت کردن،آی بال چپتو فلان کن، باله راستتو

بیسار کن"ماشالا جون تو  بال چپتو  برسون  به راستیه  بعد  بشین خونه لنگتو  هوا کن و پولارو

بشمار،البته بچه ها اینجا  بهت  کمک  می کنن  كه یه ور نشی و تعادل داشته باشی تازه یه ور

هم شدی ما از پشت  از یه  وری درت میاریم . تو دو نفر رو  بیار ما  پرزنت  كنیم  بعد  خودت یاد 

میگیری  میكنی سید ماشالا  فکر نکنا اونجوری یه ها این جوریه،آره بابا تازه اگر هم آخرش بالدار

نشی چیزی نشده که،تو در برابر پولت یه چیز با ارزش گرفتی!"

بله دیگه خودتون بقیه قصه آقا ماشالا رو میدونید،ماشالا ضرر نکرد که هیچ ، خیلی بیشتر از اون

چیزی  که  داده  بود  گیرش اومد  و بسیار خوشحال بود .ماشالا  با پرداخت مقدار ناچیزی پول به

درصد زیاد پول و ثروت رسید او لنگهایش را هوا  کرد ه و  پول  میگیرد آقا  ماشالا ی  قصه ما  حالا

خودش پرزنتی میكند و بال چپ و راست را بر مردم فرو میكند .

ما از این داستان به این نتیجه میرسیم که با دادن لنگ در هوا میشود پولدار شد

البته احتیاط این است که در هر مکانی لنگ را بالا ندهیم .

 



این چرند و پرند ها حمید چرند و پرند یانی در دوشنبه 3 مرداد 1384و ساعت 02:07 ق.ظ
ویرایش شده در - و ساعت -

() نظر






وبلاگ من

  ๐ چــرنــد و پــرنــد
  ๐
ایمیل چـرنـد و پـرنـد چــرنــد و پــرنــد
    
[yahoo]


بایگانی

 نویسندگان

حمید چرند و پرند یانی (30)


موضوعات

عمومی (30)


 آرشیو

شهریور 1384 (1)
مرداد 1384 (1)
تیر 1384 (1)
خرداد 1384 (3)
اردیبهشت 1384 (1)
فروردین 1384 (3)
اسفند 1383 (20)


صفحات





لینكستان

 ◊ چــرنــد و پــرنــد شعبه ۷

 ◊ چــرنــد و پــرنــد شعبه ۶

 ◊ چــرنــد و پــرنــد شعبه ۵

 ◊ چــرنــد و پــرنــد شعبه ۴

 ◊ چــرنــد و پــرنــد شعبه ۳

 ◊ چــرنــد و پــرنــد شعبه ۲

 ◊ چــرنــد و پــرنــد شعبه 1





لینكدونی

آرشیو چــرنــد و پــرنــد لینكدونی چــرنــد و پــرنــد




جستجو

جستجو در چــرنــد و پــرنــد






خبرنامه






نظر سنجی چــرنــد و پــرنــد

چــرنــد و پــرنــد چطوره ؟ ؟ ؟



















آمار وبلاگ

بازدید های امروز :
بازدید های دیروز :
كل مطالب :
كل نظرها :
كل بازدید ها :
افراد آنلاین : [Online]
ایجاد صفحه : -





قالب توسط :چــرنــد و پــرنــد




onLoad and onUnload Example

>